تبليغاتX
*** سِحر شب ( Sehre_ shab ) ***

*** سِحر شب ( Sehre_ shab ) ***

گویند خدا همیشه با ماست .... ای غم نکند که تو خدایی؟؟

 

چه غریبم این روزها حتی با خودم....

در این تنهایی

من گرمی دستان تو را میخواهم...

کاش میشد از این زمان گریخت به آغوش تو رسید

به تو که شانه هایت پناه بی کسی های من است

********************************************* 

ای که درفصل خزانم دیده ای بارنگ زرد ...................... این زمستانم نبین من هم بهاری داشتم ....

 

از غم نامردمي ها بغض ها در سينه دارم..........شانه هايت را براي گريه کردن دوست دارم

 

من آن اندوه سرشارم که روزی شعله زد آهم

 

و لرزید اسمان از ناله های گاه وبیگاهم

 

مرا در آتش عشقت چنان پروانه سوزاندی

 

ولی صد سال دیگر هم من از یادت نمی کاهم

 

اگر قصد سفر داری نمی گویم نرو اما...

 

جهان را بی نگاه تو نمی خواهم نمی خواهم

 

تو میدانی که چشمانت تمام هستی من بود

 

گرفتی هستیم را پس نگو از رنجت آگاهم

 

تویی آماده رفتن ومن تنهاتر از هرشب

 

برو ای مهربان اما .... تورا من چشم در راهم...

********************************************

این بار می خواهم

تک تک واژه های پنهان قلبم را به هم پیوند زنم

تا از آنها دل نوشته هایی سازم زیبا برای تو...

این بار می خواهم این دل نوشته ها را از بند دل آزاد کنم

و بسپارم به قاصدک های آزاد و عاشق..

تا شاید در کوچه باغی که تو در آن نفس میکشی تو رابیابند و خسته از پرواز

روی شانه هایت بنشینند

و آرام آرام دل نوشته هایم را پیش گوشت زمزمه کنند

بهترینم...

از تو که میگویم

               ناخداگاه چشمه ی اشکم لبریز میشود

                                                  وتا صبح بر قلب خسته ام میبارد..

دوست می دارمت

همچون کویری که آب را...

همچون پرنده ای که اوج را...

همچون لیلایی که مجنون را....

دوست می دارمت...

                               تا نفس هست دوست می دارمت...

*********************************

چه غریب اند روز ها...

بی تو تمام ثانیه ها کوچ کرده اند به نیستی...

و من با تنهایی خود حرف میزنم تا تو برگردی

کس دیگر را نمی خواهم....

 
مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد ، یک نفر هست که اینجا

بین آدم هایی ، که همه سردو غریبند با تو

تک و تنها ، به تو می اندیشد

و کمی....

               دلش از دوری تو دلگیر است !!

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد ، یک نفر هست که چشمش

به رهت دوخته بر درمانده

و شب و روز دعایش این است‌:

زیر این سقف بلند ، هرکجایی هست ،به سلامت باشی

و دلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد ...

مهربانم ای خوب! یاد قلبت باشد

یک نفر هست که دنیایش را ،

همه هستی و رویایش را ،به شکوفایی احساس تو ، پیوند زده

                                  و دلش می خواهد لحظه ها را با تو ، به خدا بسپارد...

مهربانم ای خوب!

یک نفر هست که با تو

تک و تنها ،با تو

                        پر اندیشه و شعر است و شور!!

پر احساس و خیال است و سرور..

مهربانم ! این بار یاد قلبت باشد

یک نفر هست که با تو ، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت هر صبح گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

                                      و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش ، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق امید

                                      به شب معجزه و آبی فردا برسی......

*************************************

دیروز به آینه گفتم

من تو ام یا تو منی

قطعا تو منی که اینگونه ساده میشکنی

امروز به آینه میگویم

نه تو منی

نه من تو ام

بی شک تو توهمی ٬ تصویری شیشه ای از منی که اینگونه ساده میشکنی

آینه ها نقش دل دارند

انسان ها سرشتی از آب و گل

یادم نخواهد رفت که دیگر

عنصر اصلی در وجود من است نه آن آینه ی شکستنی

+++++++++++++++++++++++++++

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت11:38توسط سحر ( شب گیر ) | |