|
سلام.... افکارم را با سنگهای تاریکی بر سرم فرود آر غمهایم را چنگ کن بر بدنم من را در نفرینی ابدی فرو ببر مرگ مرا با عذابی سخت فرا برسان شاید کفاره ای بشود برای گناهانم تا حداقل مرگ ابدیم در آرامش باشد خسته شدم.... دیگه از این وضعیت خسته شدم چرا ... روزی هزار بار از خودم می پرسم چرا..... اگه میدونستم قراره آخرش به کجا برسیم...؟ چرا معلوم نیست آخر این راه؟؟ دیگه چیکار کنم؟؟ باید چی کار میکردم که نکردم؟؟ بسه دیگه این همه تظاهر...!!! چرا مث بچه آدم حرفمون رو بهم نمیزنیم؟ تا کی باید واسه مردم زندگی کرد؟؟؟ آخه دیگه تو چرا؟؟؟ چرا تو؟؟!!! این همه آدم ...چرا تو؟؟ هنوزم نفهمیدم چرا....... هزار تا سوال بی جواب دارم... کی میخواد به این سوال ها جواب بده؟؟ تو؟؟ تویی که همیشه ساکتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خسته شدم بسه دیگه.... از خودم حالم بهم میخوره.... دیگه نه... دیگه پا میذارم رو قلبم..... باید زود تر این کار رو انجام میدادم.... از کجا معلوم به همین راحتی که حرف های سال گذشته رو از یاد بردی حرف ها و عهد امسال رو از یاد نبری؟؟؟ نه..... دیگه نمیذارم باهام بازی کنی..... چرا تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از اینکه فریبم دادی ازت بیزار نشدم... نه نشدم.... از خودم بیزار شدم که چرا بین این همه آدم تو.... تویی که بیشتر از ۶ ساله حس میکردم همونی هستی که باید باشی اما انگار نیستی.... نکنه نیستی واقعا؟؟ از اینکه احساس گناه رو به این آسونی انداختی بدوشم و دارم زیر این بار له میشم میخوام بمیرم...... چرا...............................؟؟؟؟ زمین به چه جرمی لگد كوب ميشود آسمان براي چه سرنوشتي ميگريد ودرختان براي كدامين نياز نيايش ميكنند من به كدامين درد ميسوزم من به كدامين غم بگريم من به چه جرمي رانده شدم تو تا كدامين سكوت با من هم قدمي تو براي كدام گيسو آشفته گشتي كاش آينده چنين حجاب سختي نداشت اي غم اينچنين درونم را چنگ مزن قلبم به اندازه كافي زخمي ست از اين داغتر مكن تن سردم را قلبم بي نظم ميتپد اشك مجال فوران ميخواهد . . . . . . من با خاطرات تو زنده خواهم ماند. چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی.شاید باور نکنی ، از من فقط همین کلمات با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می ماند و خود کاری که هیچ گاه آخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت. فقط دريا دلش آبي تر از من بود .. و من از دريا..دلم دريا.. فقط اين را ندانستم چرا گشتم چنين تنها تر از تنها به هر آبي شدم آتش.. به هر آتش شدم آبي به هر آبي شدم ماهي.. به هر ماهي شدم دامي به هر نا محرمي ساقي.. به هر ساقي مي باقي.. و تو اين را ندانستي...!!!
|
About
در دنیایی که حقایق بی حرمت می شوند . جایی برای زندگی وجود نخواهد داشت Archivesهفته سوم شهریور 1388هفته چهارم تیر 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته سوم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 خرداد 1386 Links
کد موزیک |