تبليغاتX
*** سِحر شب ( Sehre_ shab ) ***

*** سِحر شب ( Sehre_ shab ) ***

گویند خدا همیشه با ماست .... ای غم نکند که تو خدایی؟؟

 

یه عکس جدید:

sahar17.blogfa.com  SEHRE SHAB

اگر موج مي دانست که ساحل دستش را نميگيرد براي رسيدن به او نفس نفس نميزد


يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که

 

 شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم.

 

سريع از کنار مرداب دور شدم.

 

حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم

 

 و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده.

 


اشك زبان سكوت است .

 

سكوت زندان زبان است .

 

 سكوت شكنجه گاه منطق است.

 

 سكوت روي دوم سكه غم است .

 

 سكوت قصه هزار و يك شب غربت است .

 

 سكوت زخمه تار دل عاشق است .

 

 سكوت تو به كدام معنيست ؟؟؟

 

 تا كي مي خواهي ساكت باشي ؟؟؟

 

 عشق شكست دروازه سكوت است


 

خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد .

 

 پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد .

 

در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد .

 

تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد .

 

 بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد .

 

 با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد .

 

 پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ...

 

تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!


 اگر روزي کسي از من بپرسد که ديگر قصدت از اين زندگي چيست

 

بدو گويم که چون ميترسم از مرگ مرا راهي به غير از زندگي نيست


 دانم به آب سپارم يا به خاک مي دانم که به يادم مي افتي

 

دگر از همه ياد ها رفته ام از همه ديده ها رفته ام

 

 رفته ام با غم عشق با کوله باري از غم


 گويند غروب جايست که آسمان زمين را مي بوسد

 

 من امشب براي تو غروب مي کنم کجايي اي آسمان من؟؟؟؟؟


 به شکوه عشق سوگند که نشانی دلت را به فرشتگان که دادم همه سر به خاک سودند


نگاهت در زلال آب پیداست حضور فصل باران ، با تو زیباست

 

چگونه با دوبیتی از تو گویم؟ سزاوار نگاهت بیش از اینهاست


 بر غنچه ها نوشتند : لطفا گلی نچینید اما چه سود ؟ طوفان خواندن نمی تواند....


و عشق ته مانده تلاش آدمیست برای انکار

 

 تنهایی برای انکار خودخواهی فراموشی نعمتی بود که از دست رفت و

 

 عشق آتش است و آتش گاهی می سوزاند و گاه خاکستر میکند

 

 و گاه می رویاند ایکاش ققنوس بودم

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت17:19توسط سحر ( شب گیر ) | |